حد ضرر در الگوی مستطیل


توجه کنید که این آموزش فقط برای تریدرهای حرفه ای نوشته نشده است. بنابراین اگر تازه شروع به ترید کرده اید یا نیمه حرفه ای هستید نیز می توانید از این آموزش بهره مند شوید.

روش‌های تعیین حد سود و زیان

روش‌های مختلفی برای تعیین حد سود و زیان در بازار سهام وجود دارند و همان‌گونه که در مقاله قبلی توضیح داده شد؛ اکثر معامله‌گران به منظور پیش‌بینی نقاط خروج احتمالی از بازار، از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. در این مطلب به بیان مهم‌ترین روش‌های تعیین حد سود و ضرر بر مبنای قیمت، با ذکر مثال‌هایی از بازار سهام خواهیم پرداخت.

فواصل قیمتی مشخص نسبت به ناحیه ورود

برخی سرمایه‌گذاران رویکرد تحلیلی خاصی نداشته و بیشتر روی اعداد ثابت تمرکز دارند. معیار اصلی در این روش، میزان فاصله نقاط خروج نسبت به ناحیه ورود است که معمولاً این فواصل بر اساس واحد درصد بیان می‌شوند. این مقادیر بر مبنای شرایط کلی بازار (نظیر محدودیت نوسان مجاز روزانه)، نوسانات ذاتی سهم و سایر موارد تعیین خواهند شد. در نمودار زیر که مربوط به سهام شرکت ایران خودرو است؛ معامله‌گر پس از شکست سطح مقاومتی تصمیم به ورود می‌گیرد و بر اساس یک استراتژی شخصی، مقدار ثابت %۱۰ حد ضرر نسبت به نقطه ورود در نظر گرفته است. با توجه به اینکه نسبت پاداش به ریسک معاملاتش روی عدد ۲ تنظیم شده است؛ حد سود از ناحیه ورود به بازار، %۲۰ فاصله خواهد داشت.

فواصل قیمتی نسبت به ناحیه ورود

اعداد رند

استفاده از اعداد رند در تحلیل تکنیکال کلاسیک و به طور کلی تعیین نقاط بازگشت بازار سهام، بسیار مرسوم است. معامله‌گران کهنه‌کار بازار مالی نیز به این سطوح توجه ویژه‌ای داشته و هنوز هم نسبت به کارایی آن‌ها دیدگاه مثبتی دارند. عموماً رسیدن قیمت به محدوده اعداد رند در نمودار، موجب ایجاد تحرکات خاصی در عرضه و تقاضای بازار می‌شود. برخی معامله‌گران با قرار دادن نقاط خروج خود در این سطوح سعی دارند؛ حد سود و زیان مطمئنی داشته باشند. به منظور درک بهتر مطلب، موقعیت معاملاتی فرضی زیر را در سهم وبصادر در نظر بگیرید. پس از شکست نقطه تلاقی خط روند و سطح مقاومتی، فرد اقدام به ورود نموده است که با نسبت بازده به ریسک برابر ۱، مقادیر ۸۰۰ و ۵۰۰ ریال را به ترتیب به عنوان حد سود و زیان احتمالی این معامله در نظر گرفته است.

اعداد رند

اندیکاتورها

بدون شک یکی از پرطرفدارترین ابزار نموداری در میان معامله‌گران بازار مالی اندیکاتورها هستند که خود به چندین نوع تقسیم می‌شوند. این ابزارها به حدی مورد علاقه سرمایه‌گذاران است که به عناوین مختلفی نظیر تحلیل بازار، نقطه ورود و نواحی خروج از آن‌ها استفاده می‌کنند. مهم ترین دلیل محبوبیت اندیکاتورها در میان معامله‌گران مبتدی، سهولت کاربری آن‌ها است. اندیکاتورها بر اساس ماهیت و دسته بندی موجود در پلتفرم‌های تحلیلی، به چهار نوع کلی روند یاب، مبتنی بر حجم، اسیلاتورها و اندیکاتورهای تدوین شده توسط آقای بیل ویلیامز تقسیم بندی می‌شوند.

میانگین متحرک یکی از کاربردی ترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که یکی از موارد استفاده آن تعیین نقاط خروج می‌باشد. میانگین‌ها معمولاً به صورت منفرد یا چندگانه استفاده می‌شوند. در تصویر زیر یک موقعیت معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط ورود و خروج کاملاً بر اساس تقاطع دو میانگین متحرک شکل گرفته اند.

اگر قیمت بالاتر از میانگین‌ها قرار داشته و یک تقاطع مثبت نیز اتفاق بیفتد(یعنی خط قرمز رنگ که متعلق به میانگین ۴۰ روزه است، میانگین متحرک۶۰ روزه را به سمت بالا بشکند) اقدام به خرید نموده و زمانی که میان قیمت و میانگین متحرک ۴۰ روزه، یک شکست قیمتی نزولی رخ دهد؛ باید از معامله خارج شویم. در واقع یک نقطه خروج غیرثابت انتخاب شده است که به صورت هم‌زمان حد سود و زیان را پوشش می‌دهد.

اندیکاتورها

فیبوناچی

افرادی که سواد ریاضی داشته باشند؛ مطمئناً سری اعداد فیبوناچی را می‌شناسند و داستان معروف آن را نیز شنیده‌اند. مجموعه ابزار فیبوناچی در پلتفرم‌های معاملاتی بازار مالی، یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیلی به شمار می‌آیند که حتی می‌توان صرفاً بر مبنای آن‌ها یک استراتژی معاملاتی کامل تدوین نمود! فیبوناچی بازگشتی یکی از محبوب ترین ابزار تحلیل نموداری فیبوناچی است که معامله‌گران بسیاری از سطوح آن به عنوان نقاط کلیدی ورود و خروج از معامله استفاده می‌کنند. با مشاهده نمودار قیمت شرکت مخابرات ایران متوجه می‌شویم که معامله‌گر «الف» بر اساس تلاقی خط روند صعودی، سطح حمایتی کلاسیک و ناحیه %۳۸ فیبوناچی بازگشتی در یک نقطه، اقدام به خرید نموده است. حد سود این معامله در سطح صفر درصد فیبوناچی یا همان قله قبلی و حد ضرر آن نیز در ناحیه %۶۱.۸ که درصد طلایی فیبوناچی می‌باشد؛ قرار داده شده است.

فیبوناچی

سطوح حمایت و مقاومت

تعداد کثیری از معامله‌گران حد ضرر در الگوی مستطیل قدیمی بازار، به این سطوح ساده اما مهم در نمودار قیمت، توجه خاصی داشته و بخش مهمی از استراتژی معاملاتی آن‌ها را شامل می‌شود. تئوری اصلی در استفاده از حمایت و مقاومت کلاسیک این است که بر اساس روانشناسی جمعی اگر قیمت از یک ناحیه بازگشت داشته باشد؛ ممکن است دفعات بعدی نیز با رسیدن به این نقطه، سرمایه‌گذاران واکنش مشابهی داشته باشند. به همین دلیل استفاده از این سطوح به عنوان نقاط خروج از بازار، کار بسیار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد. زیرا، در صورت شکست این نواحی، هشدار جدی مبنی بر تغییر روند صادر شده و منطقی است که از معامله خارج شویم. در مثال زیر بر اساس نماد تاپیکو، نمونه‌ای از موقعیت‌های معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط حد سود و زیان بر اساس سطوح حمایت و مقاومت مشخص شده‌اند.

سطوح حمایت و مقاومت

خطوط روند

همانند سطوح حمایت و مقاومت کلاسیک، خط روند نیز یکی از مفاهیم ابتدایی و مهمی است که به تحلیلگران فنی آموزش داده می‌شود. این خطوط که طبق قواعد مشخصی، از اتصال نقاط بازگشت قیمت در نمودار تشکیل می‌شوند، یکی از قدرتمند ترین ابزارهای تحلیلی در بازار مالی به شمار می‌روند. خط روند به صورت انفرادی یا در نقاط تلاقی با سایر ابزار تحلیل، قابلیت استفاده دارد. این خطوط به دلیل اینکه یکی از مبانی اصلی تحلیل تکنیکال تلقی می‌شوند؛ ابزار دیگری نیز بر اساس آن‌ها تدوین یافته‌اند. به عنوان نمونه کانال‌های قیمتی از نمونه ابزار مرسوم در تحلیل نموداری می‌باشند که بر مبنای خطوط روند ترسیم می‌شوند.

در موقعیت معاملاتی فرضی ذیل مشاهده می‌کنید که پس از ترسیم یک کانال قیمتی صعودی در نمودار روزانه سهم ملی صنایع مس ایران، معامله‌گر «ب» پس از شکست ناحیه مقاومتی کوتاه مدت، اقدام به خرید سهم می‌نمایند. در چنین موقعیت‌هایی معامله‌گران بلندمدتی می‌توانند، از خطوط کف و سقف کانال به ترتیب به عنوان حد زیان و سود بهره ببرند و در صورتی که سرمایه‌گذار افق کوتاه ‌مدتی را مد نظر داشته باشد؛ با رسیدن به خط روند کوتاه مدت(خط قرمز رنگ) جهت جلوگیری از تقبل ریسک تغییر روند، می‌توان از معامله خارج شد.

خطوط روند

الگوهای قیمتی

امروزه تشخیص روند آتی بازار سهام بر اساس الگوهای قیمتی، بسیار رایج است. این الگوها بر اساس حرکات قیمتی پرتکرار و مشابه که پس از وقوع آن‌ها بازار روند مشخصی پیدا کرده است؛ از اطلاعات قیمتی بلند مدت بازارهای مالی، استخراج شده‌اند. الگوهای نموداری انواع و اقسام مختلفی دارند که مهم ترین آن‌ها عبارتند از: سر و شانه، پرچم، مستطیل، سقف و کف‌های چند قلو، کنج.

این الگوها بر اساس شرایط وقوع می‌توانند خاصیت نزولی یا صعودی داشته و یکی از نقاط قوت الگوهای قیمتی این است که یک الگو به تنهایی می‌تواند نواحی حد سود و زیان معاملات را به طور دقیق مشخص کند. به طور مثال به الگوی پرچم و نقاط خروج از معامله در نمودار سهام بانک ملت توجه فرمایید.

روش‌های تعیین حد سود و زیان

روش‌های مختلفی برای تعیین حد سود و زیان در بازار سهام وجود دارند و همان‌گونه که در مقاله قبلی توضیح داده شد؛ اکثر معامله‌گران به منظور پیش‌بینی نقاط خروج احتمالی از بازار، از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. در این مطلب به بیان مهم‌ترین روش‌های تعیین حد سود و ضرر بر مبنای قیمت، با ذکر مثال‌هایی از بازار سهام خواهیم پرداخت.

فواصل قیمتی مشخص نسبت به ناحیه ورود

برخی سرمایه‌گذاران رویکرد تحلیلی خاصی نداشته و بیشتر روی اعداد ثابت تمرکز دارند. معیار اصلی در این روش، میزان فاصله نقاط خروج نسبت به ناحیه ورود است که معمولاً این فواصل بر اساس واحد درصد بیان می‌شوند. این مقادیر بر مبنای شرایط کلی بازار (نظیر محدودیت نوسان مجاز روزانه)، نوسانات ذاتی سهم و سایر موارد تعیین خواهند شد. در نمودار زیر که مربوط به سهام شرکت ایران خودرو است؛ معامله‌گر پس از شکست سطح مقاومتی تصمیم به ورود می‌گیرد و بر اساس یک استراتژی شخصی، مقدار ثابت %۱۰ حد ضرر نسبت به نقطه ورود در نظر گرفته است. با توجه به اینکه نسبت پاداش به ریسک معاملاتش روی عدد ۲ تنظیم شده است؛ حد سود از ناحیه ورود به بازار، %۲۰ فاصله خواهد داشت.

فواصل قیمتی نسبت به ناحیه ورود

اعداد رند

استفاده از اعداد رند در تحلیل تکنیکال کلاسیک و به طور کلی تعیین نقاط بازگشت بازار سهام، بسیار مرسوم است. معامله‌گران کهنه‌کار بازار مالی نیز به این سطوح توجه ویژه‌ای داشته و هنوز هم نسبت به کارایی آن‌ها دیدگاه مثبتی دارند. عموماً رسیدن قیمت به محدوده اعداد رند در نمودار، موجب ایجاد تحرکات خاصی در عرضه و تقاضای بازار می‌شود. برخی معامله‌گران با قرار دادن نقاط خروج خود در این سطوح سعی دارند؛ حد سود و زیان مطمئنی داشته باشند. به منظور درک بهتر مطلب، موقعیت معاملاتی فرضی زیر را در سهم وبصادر در نظر بگیرید. پس از شکست نقطه تلاقی خط روند و سطح مقاومتی، فرد اقدام به ورود نموده است که با نسبت بازده به ریسک برابر ۱، مقادیر ۸۰۰ و ۵۰۰ ریال را به ترتیب به عنوان حد سود و زیان احتمالی این معامله در نظر گرفته است.

اعداد رند

اندیکاتورها

بدون شک یکی از پرطرفدارترین ابزار نموداری در میان معامله‌گران بازار مالی اندیکاتورها هستند که خود به چندین نوع تقسیم می‌شوند. این ابزارها به حدی مورد علاقه سرمایه‌گذاران است که به عناوین مختلفی نظیر تحلیل بازار، نقطه ورود و نواحی خروج از آن‌ها استفاده می‌کنند. مهم ترین دلیل محبوبیت اندیکاتورها در میان معامله‌گران مبتدی، سهولت کاربری آن‌ها است. اندیکاتورها بر اساس ماهیت و دسته بندی موجود در پلتفرم‌های تحلیلی، به چهار نوع کلی روند یاب، مبتنی بر حجم، اسیلاتورها و اندیکاتورهای تدوین شده توسط آقای بیل ویلیامز تقسیم بندی می‌شوند.

میانگین متحرک یکی از کاربردی ترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که یکی از موارد استفاده آن تعیین نقاط خروج می‌باشد. میانگین‌ها معمولاً به صورت منفرد یا چندگانه استفاده می‌شوند. در تصویر زیر یک موقعیت معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط ورود و خروج کاملاً بر اساس تقاطع دو میانگین متحرک شکل گرفته اند.

اگر قیمت بالاتر از میانگین‌ها قرار داشته و یک تقاطع مثبت نیز اتفاق بیفتد(یعنی خط قرمز رنگ که متعلق به میانگین ۴۰ روزه است، میانگین متحرک۶۰ روزه را به سمت بالا بشکند) اقدام به خرید نموده و زمانی که میان قیمت و میانگین متحرک ۴۰ روزه، یک شکست قیمتی نزولی رخ دهد؛ باید از معامله خارج شویم. در واقع یک نقطه خروج غیرثابت انتخاب شده است که به صورت هم‌زمان حد سود و زیان را پوشش می‌دهد.

اندیکاتورها

فیبوناچی

افرادی که سواد ریاضی داشته باشند؛ مطمئناً سری اعداد فیبوناچی را می‌شناسند و داستان معروف آن را نیز شنیده‌اند. مجموعه ابزار فیبوناچی در پلتفرم‌های معاملاتی بازار مالی، یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیلی به شمار می‌آیند که حتی می‌توان صرفاً بر مبنای آن‌ها یک استراتژی معاملاتی کامل تدوین نمود! فیبوناچی بازگشتی یکی از محبوب ترین ابزار تحلیل نموداری فیبوناچی است که معامله‌گران بسیاری از سطوح آن به عنوان نقاط کلیدی ورود و خروج از معامله استفاده می‌کنند. با مشاهده نمودار قیمت شرکت مخابرات ایران متوجه می‌شویم که معامله‌گر «الف» بر اساس تلاقی خط روند صعودی، سطح حمایتی کلاسیک و ناحیه %۳۸ فیبوناچی بازگشتی در یک نقطه، اقدام به خرید نموده است. حد سود این معامله در سطح صفر درصد فیبوناچی یا همان قله قبلی و حد ضرر آن نیز در ناحیه %۶۱.۸ که درصد طلایی فیبوناچی می‌باشد؛ قرار داده شده است.

فیبوناچی

سطوح حمایت و مقاومت

تعداد کثیری از معامله‌گران قدیمی بازار، به این سطوح ساده اما مهم در نمودار قیمت، توجه خاصی داشته و بخش مهمی از استراتژی معاملاتی آن‌ها را شامل می‌شود. تئوری اصلی در استفاده از حمایت و مقاومت کلاسیک این است که حد ضرر در الگوی مستطیل بر اساس روانشناسی جمعی اگر قیمت از یک ناحیه بازگشت داشته باشد؛ ممکن است دفعات بعدی نیز با رسیدن به این نقطه، سرمایه‌گذاران واکنش مشابهی داشته باشند. به همین دلیل استفاده از این سطوح به عنوان نقاط خروج از بازار، کار بسیار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد. زیرا، در صورت شکست این نواحی، هشدار جدی مبنی بر تغییر روند صادر شده و منطقی است که از معامله خارج شویم. در مثال زیر بر اساس نماد تاپیکو، نمونه‌ای از موقعیت‌های معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط حد سود و زیان بر اساس سطوح حمایت و مقاومت مشخص شده‌اند.

سطوح حمایت و مقاومت

خطوط روند

همانند سطوح حمایت و مقاومت کلاسیک، خط روند نیز یکی از مفاهیم ابتدایی و مهمی است که حد ضرر در الگوی مستطیل به تحلیلگران فنی آموزش داده می‌شود. این خطوط که طبق قواعد مشخصی، از اتصال نقاط بازگشت قیمت در نمودار تشکیل می‌شوند، یکی از قدرتمند ترین ابزارهای تحلیلی در بازار مالی به شمار می‌روند. خط روند به صورت انفرادی یا در نقاط تلاقی با سایر ابزار تحلیل، قابلیت استفاده دارد. این خطوط به دلیل اینکه یکی از مبانی اصلی تحلیل تکنیکال تلقی می‌شوند؛ ابزار دیگری نیز بر اساس آن‌ها تدوین یافته‌اند. به عنوان نمونه کانال‌های قیمتی از نمونه ابزار مرسوم در تحلیل نموداری می‌باشند که بر مبنای خطوط روند ترسیم می‌شوند.

در موقعیت معاملاتی فرضی ذیل مشاهده می‌کنید که پس از ترسیم یک کانال قیمتی صعودی در نمودار روزانه سهم ملی صنایع مس ایران، معامله‌گر «ب» پس از شکست ناحیه مقاومتی کوتاه مدت، اقدام به خرید سهم می‌نمایند. در چنین موقعیت‌هایی معامله‌گران بلندمدتی می‌توانند، از خطوط کف و سقف کانال به ترتیب به عنوان حد زیان و سود بهره ببرند و در صورتی که سرمایه‌گذار افق کوتاه ‌مدتی را مد نظر داشته باشد؛ با رسیدن به خط روند کوتاه مدت(خط قرمز رنگ) جهت جلوگیری از تقبل ریسک تغییر روند، می‌توان از معامله خارج شد.

خطوط روند

الگوهای قیمتی

امروزه تشخیص روند آتی بازار سهام بر اساس الگوهای قیمتی، بسیار رایج است. این الگوها بر اساس حرکات قیمتی پرتکرار و مشابه که پس از وقوع آن‌ها بازار روند مشخصی پیدا کرده است؛ از اطلاعات قیمتی بلند مدت بازارهای مالی، استخراج شده‌اند. الگوهای نموداری انواع و اقسام مختلفی دارند که مهم ترین آن‌ها عبارتند از: سر و شانه، پرچم، مستطیل، سقف و کف‌های چند قلو، کنج.

این الگوها بر اساس شرایط وقوع می‌توانند خاصیت نزولی یا صعودی داشته و یکی از نقاط قوت الگوهای قیمتی این است که یک الگو به تنهایی می‌تواند نواحی حد سود و زیان معاملات را به طور دقیق مشخص کند. به طور مثال به الگوی پرچم و نقاط خروج از معامله در نمودار سهام بانک ملت توجه فرمایید.

الگوی کلاسیک تحلیل تکنیکال مستطیل و سر و شانه

الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال

یکی از راهای تشخیص ادامه یک روند و یا تغییر جهت یک روند در تحلیل تکنیکال استفاده از الگوهای کلاسیک می باشد در این پست به بررسی الگوهای سر و شانه و الگوی مستطیل می پردازیم.ما در این سری پستهای آموزشی سعی کرده ایم با طراحی تصاویر گرافیکی آموزشی و گویا به یادگیری بیشتر کاربران کمک کنیم.

کاربران عزیز برای استفاده از آموزش های تصویری و دریافت سیگنال ها و تحلیل های رایگان ارز دیجیتال می توانید عضو کانال تلگرامی سایت هوش فعال شوید برای عضویت کلیک نمایید.

الگوی سر شانه در تحلیل تکنیکال

الگوی سر و شانه در کف

این الگو معمولا در درهای قیمتی ایجاد می گردد و یکی از نشانه های برگشت قیمت می باشد، و در واقع این الگو جزء الگوهای بازگشتی می باشد.این الگو با داشتن دو دره کوچک در طرفین و یک قله بزرگ در وسط به سر و حد ضرر در الگوی مستطیل شانه معروف می باشد.معمولا بعد از شکست خط گردن در الگوی سر و شانه(خط گردن خطی است که دو شانه و سر را به هم متصل کرده و نقش یک سطح مقاومتی برای قیمت بازی می کند) می توان انتظار داشت که قیمت به ارتفاع سر رشد کند.

الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال

این الگو درواقع یک روند خنثی در درون یک کانال می باشد که چندین بار سقف و کف این کانال با قیمت تماس پیدا کرده. در ادامه ویژگی های الگوی مستطیل را مشاهده می فرمایید.

  • معمولا طول الگوی مستطیل باید حد اکثر یک سوم روند قبلی خود باشد.
  • الگوهای مستطیل هم در روند صعودی و هم در روند نزولی دیده می شوند.
  • الگوی مستطیل یک الگوی ادامه دهنده می باشد.
  • پس از شکست خط استاتیک حمایتی در این الگو در روند نزولی قیمت می تواند به اندازه عرض الگو نزول کند
  • پس از شکست خط استاتیک مقاومتی در یک روند صعودی قیمت می تواند به اندازه عرض الگو رشد کند.

نویسنده : مصطفی اجارستاقی

کاربران محترم می توانند با ارائه دریدگاه های ارزنده خود ما را در بهبود کیفی مطالب سایت یاری رسانند.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال آموزش معامله

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال آموزش معامله

در تحلیل تکنیکال الگوهای معاملاتی مختلفی وجود دارد که تریدرها اغلب از آن ها جهت ورود به معامله استفاده می کنند. این الگوها را هم در بازار فارکس می توانید پیدا کنید و هم در بازار ارز دیجیتال. اما چیزی که مهم است درک ماهیت آن و دلیل شکل گیری آن بازار است. در این مقاله چگونگی ترید با الگوی سر و شانه (head and shoulders pattern) را به صورت گام به گام آموزش خواهیم داد. برای این منظور چند معامله واقعی را نیز که با این روش صورت گرفته اند، ارائه خواهیم کرد.

معرفی الگوی سر و شانه

توجه کنید که این آموزش فقط برای تریدرهای حرفه ای نوشته نشده است. بنابراین اگر تازه شروع به ترید کرده اید یا نیمه حرفه ای هستید نیز می توانید از این آموزش بهره مند شوید.

مشخصه های الگوی سر و شانه

قبل از ترید با الگوی سر و شانه لازم است با ویژگی های اصلی آن آشنا شوید. به این ترتیب قادر خواهید بود از این الگو در تریدهایتان بهره مند شوید. اجازه دهید با تصویر زیر شروع کنیم:

مشخصه های الگوی سر و شانه‍‍

همان طور که در شکل بالا مشاهده می کنید. الگوی سر و شانه پنج مشخصه اصلی دارد. این مشخصه ها به ترتیب زمانی عبارت اند از:

  1. روند صعودی یا حد ضرر در الگوی مستطیل Uptrend
  2. شانه چپ یا Left shoulder
  3. سر یا Head
  4. شانه راست یا Right shoulder
  5. خط گردن یا Neckline

ما خط گردن را در آخر قرار دادیم. در نگاه اول ممکن است اشتباه به نظر برسد؛ اما برای شناسایی گردن باید سر و شانه ها تشکیل شده باشند. اگر پیچیده به نظر می رسد، نگران نباشید. در ادامه بیش تر توضیح می دهیم. اکنون اجازه دهید هر کدام از مشخصه ها را تشریح کنیم.

گام اول: روند صعودی

اولین قسمت الگوی سر و شانه وجود یک روند صعودی است. این روند یک حرکت صعودی است که بالاخره جایی دچار خستگی می شود و استراحت می کند. به عنوان یک قانون در نظر داشته باشید که هرچه یک روند صعودی طولانی تر باشد. برگشت آن هم بیش تر محتمل است.

گام دوم: شانه چپ

بازار پس از روند صعودی به سمت پایین حرکت می کند و یک کف بالاتر نسبت به کف قبلی می سازد. در این حالت شانه چپ تشکل شده است ولی ما هنوز نمی توانیم خط گردن را رسم کنیم.

گام سوم: سر

پس از تشکیل شانه چپ بازار یک حرکت صعودی آغاز کرده و یک سقف بالاتر (higher high) نسبت به سقف شانه چپ ایجاد می کند و سر را تشکیل می دهد. اما علیرغم حرکت صعودی خریداران نمی توانند یک کف بالاتر ایجاد کنند. در این نقطه ما شانه چپ و سر را مشاهده می کنیم. خط گردن نیز در حد ضرر در الگوی مستطیل حال شکل گیری است؛ اما قبل از امکان رسم آن روی چارت نیاز داریم تا شانه راست نیز شکل بگیرد.

گام چهارم: شانه راست

شانه راست جایی است که همه اجزای الگو کنار هم قرار می گیرند. این شانه نشان دهنده خسته شدن خریداران و آماده شدن بازار برای یک حرکت بازگشتی است. به محض شروع شدن شانه حد ضرر در الگوی مستطیل چپ می توانیم خط گردن را رسم کنیم. اما چون الگو هنوز تکمیل نشده است، بهتر است به آن به چشم یک طرح احتمالی نگاه کنیم.

گام پنجم: گردن

پس از تشکیل دو شانه و سر، می توانیم خط گردن را رسم کنیم. این سطح برای فراگیری نحوه ترید با الگوی سر و شانه بسیار مهم است. خط گردن را مانند مرز بین خریداران و فروشندگان در نظر بگیرید.

چه چیزی باعث شکل گیری سر و شانه می شود؟

هر الگوی پرایس اکشنی (price action) پیامی دارد. درک برخی از این پیام ها آسان تر و برخی کمی مشکل تر هستند. پیام الگوی سر و شانه این است که خریداران در حال خسته شدن هستند و باید برای یک ریزش در بازار آماده شوید. اما چه چیزی پشت این الگو وجود دارد که باعث می شود بازار بریزد؟ چگونه چند سقف ساده می تواند این موضوع را نمایان کند؟ این ها سؤالاتی هستند که ذهنتان را برای ورود به مرحله بعد آماده می کنند. اما یک مشکلی وجود دارد. شکل سؤالات فوق ماهیت واقعی الگوی سر و شانه را آشکار نمی کنند. درواقع ساختار قیمت نیست که باعث ریزش بازار می شود؛ بلکه جابه جایی قدرت بین خریداران و فروشندگان دلیل این موضوع است. الگوی محصول این فرایند جابجایی است و نه علت آن. اجازه دهید از زاویهدیگری به این الگو نگاه کنیم. الگوی سر و شانه ای که در زیر مشاهده می کنید به صورت واقعی در تایم فریم هفتگی جفت ارز پوند- ین، GBPJPY رخ داده است.

چه چیزی باعث شکل گیری سر و شانه می شود؟

در شکل بالا مشاهده می کنید که پس از تشکیل یک سقف بالاتر (سر)، و اصلاح آن، خریداران موفق به تشکیل سقف بالاتر جدیدی نشده اند و شانه راست تشکیل شده است. شکل گیری سقف پایین تر در این جفت ارز در معامله های خرید یک هشدار قرمز برای خروج است. اجازه دهید ابعاد دیگر چارت فوق را مدنظر قرار دهیم.

چارت فوق

در یک روند صعودی سقف و کف ها به ترتیب از سقف و کف قبلی بالاتر قرار می گیرند. اما زمانی که اولین سقف پایین تر نسبت به سقف بالای قبلی تشکیل شد؛ این یک هشدار است. اگرچه تا زمانی که در روند صعودی یک سقف پایین تر و یک کف پایین تر (lower low) مشاهده نکنیم، آن روند نشکسته است. در شکل بالا کندل داخل دایرهقرمز دوم نشان دهنده شکستن کف بالاتر قبلی و شکل گیری اولین کف پایین تر یا لوئر لو است.

به محض اینکه کف پایین تر تشکیل شد نشان دهنده دردسر خریداران در جف ارز پوند ین است. بازگشت در الگوی سر و شانه به خاطر خود الگو نیست، بلکه به خاطر نحوه شکل گیری سقف و کف های جدید در روند صعودی است. تمام کاری که در الگوی سر و شانه انجام می دهیم تمرکز بر ارتباط سقف و کف ها در یک ترند است.

شکست الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه در صورتی تأیید می شود که شاهد شکست خط گردن باشیم و شکست به معنی بسته شدن کندل در زیر خط گردن است. اشتباه خیلی از تریدرهای بازار فارکس این است که به محض تشکیل شانه راست الگو را مسلم در نظر می گیرند. اما تنها در صورتی که بازار زیر خط گردن بسته شود الگو تکمیل و قابل استفاده شده است.

شکست الگوی سر و شانه

همان طور که در شکل زیر مشاهده می کنید، بازار در زیر خط شانه بسته شده و الگو تأیید شده است. این موضوع تأیید الگو و نشانه شکست روند صعودی است. اجازه دهید به مثال پوند ین برگردیم و جایی را که الگوی سر و شانه تأیید شده است، مشاهده کنیم.

تأیید الگو

در شکل فوق مشاهده می کنید تنها وقتی الگو تأیید شده که کندل روزانه زیر خط حمایتی گردن بسته شده است. درحالی که چند کندل قبل تر در دایره آبی اولی کندل روزانه زیر خط گردن بسته نشده و بنابراین حمایت از دست نرفته است.

نحوه ورود به بازار هنگام شکست حمایت خط گردن

دو رویکرد برای به کارگیری الگوی سر و شانه وجود دارد. رویکرد اول استفاده از سفارش شرطی برای ورود زیر خط گردن است. کسانی که از این رویکرد استفاده می کنند منتظر بسته شدن کندل زیر خط گردن نمی مانند. مشکل این رویکرد این است که ممکن است در دام شکست جعلی گرفتار شوید. به همین دلیل رویکرد دیگری نیز برای استفاده از این الگو مطرح شده است که مبتنی بر انتظار برای بسته شدن کندل روزانه زیر خط گردن است. در این رویکرد مشکل شکست جعلی برطرف می شود به همین دلیل بیشتر روی رویکرد دوم تمرکز می کنیم. در رویکرد دوم، دو روش ورود به بازار وجود دارد:

  • روش اول ورود: در روش اول به محض اینکه کندل روزانه زیر خط گردن بسته شد به بازار ورود می کنیم. برای مثال در جفت ارز پوند ین که بررسی می کنیم منتظر می مانیم تا کندل روزانه زیر خط گردن بسته شود و سپس وارد معامله فروش (short) می شویم.

نحوه ورود به بازار هنگام شکست حمایت خط گردن

  • روش دوم ورود:حد ضرر در الگوی مستطیل اگرچه روش اول مرسوم است، ولی معمولاً انتظار برای تست مجدد خط گردن بهتر است یا روش دوم مطمئن تر است.

روش دوم ورود

همان طور که در شکل بالا مشاهده می کنید، در روش دوم منتظر تست مجدد حمایت شکسته شده یا مقاومت جدید می مانیم و سپس وارد معامله فروش می شویم. این کار دو فایده دارد:

  1. به تأیید بیش تر شکست کمک می کند
  2. ریسک به ریوارد بهتری دارد.

حد ضرر و کنترل ریسک

برخلاف نقطه ورود، تعیین حد ضرر در الگوی سر و شانه کمی بحث برانگیز است. برخی تریدرها ترجیح می دهند استاپ یا حد ضرر را بالای شانه راست قرار دهند، در حالی که برخی دیگر حد ضرر پایین تری را انتخاب می کنند. باید ببینید چه حد ضرری را می توانید تحمل کنید. اما در کل، استاپ بالای شانه راست ممکن است بیش ازحد بوده و نسبت ریسک به ریوارد شما را بدتر کند.

زیرا با بسته شدن کندل زیر خط گردن الگو تأیید شده است. حال اگر کندلی بالای این خط بسته شود الگو نقض خواهد شد. عموماً یکی از سه روش زیر برای خروج از بازار پیشنهاد می شود:

  • روش اول تعیین حد ضرر: اولین ناحیه ای که می توانید حد ضرر را قرار دهید بالای شانهراست است. همان طور که مشاهده می شود این حد ضرر بسیار بزرگ است. در مثال ما حد ضرر 500 پیپ می شود.

روش اول تعیین حد ضرر

  • روش دوم تعیین حد ضرر: ما روش دوم را توصیه می کنیم. این روش نسبت ریسک به ریوارد بهتری دارد. در چارت پوند ین حد ضرر به شکل زیر خواهد بود:

روش دوم تعیین حد ضرر

در این روش حد ضرر را بالای آخرین قله قرار می دهیم. در این حالت حد ضرر 200 پیپ است و ریسک به ریوارد بهتری ارائه می دهد. با توجه به روش معامله و مدیریت سرمایه خود می توانید استاپ های کوچک تر نیز انتخاب کنید. اگر تارگت ما 1800 پیپ بوده باشد در روش اول نسبت سود به ریسک ما 3.6 و در روش دوم 9 برابر خواهد بود.

  • روش سوم تعیین حد ضرر یا خروج محافظه کارانه

در روش محافظه کارانه اگر پس از ورود کندلی بالای خط گردن بسته شد از بازار خارج می شویم. زیرا در این حالت بر این باوریم الگو نقض شده است.

تعیین حد سود در الگوی سر و شانه

دو روش برای تعیین حد سود در الگوی سر و شانه وجود دارد که عبارت اند از:

روش اول تعیین حد سود، قراردادن تارگت روی اولین حمایت پیش رو است. خطوط حمایتی به چارتی که روی آن ترید می کنید بستگی خواهد داشت. تنها توجه کنید هنگام ورود به معامله ریسک به ریوارد مناسبی داشته باشید.

روش دوم که کمی تهاجمی تر است، استفاده از یک معیار عینی است. در این روش به اندازه ارتفاع کل الگو حد سود تعیین می کنید. در شکل زیر تعیین حد سود از این روش را برای جفت ارز یورو-کانادا (EURCAD ) مشاهده می کنید.

تعیین حد سود در الگوی سر و شانه

همان طور که مشاهده می کنید در این روش به اندازه فاصله سر تا خط گردن، برای معامله خود تارگت تعیین می کنیم. اندازه گیری این فاصله در حالتی که خط گردن زاویه دار باشد چالش برانگیز خواهد بود. در این روش نیز سعی کنید هدفتان حداقل نزدیک به یک ناحیه حمایتی باشد.

چند مثال

در ادامه چند مثال را با هم بررسی می کنیم. اولین مورد چارت روزانه یورو-کد (EURCAD ) است:

چارت روزانه یورو-کد

در شکل فوق معیار کمی تعیین حد سود با یک ناحیه پیووت هم راستا شده است. اگرچه این هم راستایی ضروری نیست ولی اعتماد بیش تری نسبت به معامله در تریدر ایجاد می کند. مثال دوم مربوط به چارت هفتگی دلار- ین است پس از یک روند صعودی چند ساله است:

سر و شانه در بازار

تفاوت اصلی دو مثال فوق در این است که خط گردن در چارت دلار ین افقی است. این موضوع زیاد مرسوم نیست و عموماً خط گردن زاویه دار خواهد بود. نکته مهم این است که این خط نمی تواند نزولی باشد.

چند نکته مهم

چند نکته هنگام کار با الگوی سر و شانه وجود دارد که به چشم قانون به آن ها نگاه کنید. این نکات عبارت اند از:

  • الگوی سر و شانه باید بعد از یک روند صعودی شکل بگیرد
  • شانه ها نمی توانند بالاتر از سر قرار بگیرند
  • خط گردن باید افقی یا صعودی باشد و نمی تواند نزولی باشد

اگر الگوی سر و شانه ای مانند زیر پیدا کردید که در آن خط گردن نزولی بود، به آن توجه نکنید. زیرا یک الگوی بازگشتی ضعیف است و به راحتی ممکن است نقض شود.

چند نکته مهم در سر و شانه

شکل صحیح خط گردن باید افقی یا صعودی باشد. در حقیقت این خط هرچه صعودی تر باشد، ریزش بیشتر خواهد بود.

خط گردن صعودی

  • شانه ها باید تقریباً هم اندازه باشند

در تایم فریم روزانه یا هفتگی از این الگو استفاده کنید

همان طور که در شکل بالا مشاهده می کنید. شانه راست و چپ با کمی اغماض، داخل یک مستطیل قرارگرفته اند. اگر اندازه شانه ها اختلاف فاحشی داشت و نتوانستید مانند شکل فوق در داخل یک ناحیه حد ضرر در الگوی مستطیل قرار دهید، در این صورت الگوی سر و شانه تشکیل نشده است.

  • در تایم فریم روزانه یا هفتگی از این الگو استفاده کنید

این الگوی ریورسال، در تایم فریم روزانه و هفتگی قابل اعتمادتر است.

سخن نهایی

الگوهای ریورسال زیادی برای ترید در بازار فارکس وجود دارند، اما کمتر الگویی مانند سر و شانه سودده است. الگوی سر و شانه تنها یک شکل تکنیکالی نیست. بلکه خواندن حرکت قیمت از روی مقابله خریداران و فروشندگان است. اگرچه در بازار فارکس هیچ روش 100 درصدی وجود ندارد، ولی با کمک آموزش بالا و به کار بستن آن می توانید به سود معقولی دست پیدا کنید.

اموزش فارکس به سبک نوین مورتین

اموزش وپشتیبانی در مهارت تجارت الکترونیک مخصوصا فارکس

ترید در الگوی مستطیل

و معامله کردن در برک‌اوت‌ها

برک‌اوت: زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت از نوعی ثبات یا دامنه‌ی معاملاتی شکسته شود. برک‌اوت همچنین وقتی سطح خاصی از قیمت، مثل سطوح پشتیبانی و مقاومت، نقاط پیوت، سطوح فیبوناچی و … می‌شکند، رخ می‌دهد. برک‌اوت‌ها معمولاً می‌توانند زمینه‌چینی‌های ریسک/سود بالقوه‌ی بالاتری را ارائه دهند که به معامله‌گر اجازه می‌دهد که حد توقف ضرر خود را کاملاً نزدیک به هدف سود بالقوه‌ی خود قرار دهد. یکی از روش‌های انجام این کار استفاده از الگوی مستطیل است که وقتی قیمت بین دو سطح پشتیبانی و مقاومت جمع می‌شود، ایجاد می‌شود. یک معامله‌گر، قبل از اینکه جفت‌ارز حرکت عمده‌ی بعدی خود را انجام دهد، منتظر دوره‌هایی است که قیمت ادغام می‌شود.

تحلیل تکیکال فارکس

در این درس یاد می‌گیرید:

  • الگوی مستطیل چیست؟
  • مزایای استفاده از الگوی مستطیل برای معامله کردن در برک‌اوت‌ها
  • نکات و استراتژی‌های معاملاتی

الگوی مستطیل چیست؟

الگوی مستطیل، یک توقف را در روند نشان می‌دهد که وقتی نیروهای عرضه و تقاضا نسبتاً برابرند، قیمت حرکتی افقی بین دو سطح موازی پشتیبانی و مقاومت دارد. این الگو معمولاً نشاندهنده‎ی یکپارچه شدن قیمت قبل از ادامه‌ در جهت روند فعلی است.

یک شمع تأییدکننده نزدیک بیرون مرز بالایی یا پایینی نشانگر پایان الگوی مستطیل است و برک‌اوت جهت روند ادامه‌دهنده را نشان می‌دهد.

شما همیشه باید با تحلیل نمودار کلی از معکوس‌های احتمالی روند آگاهی داشته باشید زیرا می‌تواند الگوهای بزرگتر را نمایش دهد.

الگوی مسطیل در روندهای صعودی و نزولی دیده می‌شوند. تصاویر زیر، الگوی مستطیل را به ترتیب در روندهای صعودی و نزولی نشان می‌دهد.

الگوی مستطیل در روند صعودی و بازارهای پررونق Bullish Market

الگوی ادامه‌دهنده‌ای که در یک روند صعودی اتفاق می‌افتد، معامله‌گران را برآن می‌دارد که وقتی قیمت پشتیبانی را می‌شکند و در ناحیه‌ی برک‌اوت بسته می‌شود، به دنبال معاملات بلندمدت باشند.

الگوی مستطیل در روند نزولی و بازارهای کم‌رونق Bearish Market

الگوی ادامه‌دهنده‌ی یک روند نزولی، به ما می‌گوید که باید وقتی قیمت پشتیبانی را می‌شکند و در ناحیه‌ی برک‌اوت بسته می‌شود، باید به دنبال معاملات کوتاه‌مدت باشیم.

الگوهای مستطیل

مزایای استفاده از الگوی مستطیل در معامله کردن در زمان برک‌اوت

وقتی به استراتژی برک‌اوت می‌رسیم، دلایل زیادی وجود دارد که معامله‌گران بخواهند از الگوهای مستطیل استفاده کنند:

  • در نمودار مستطیل به راحتی می‌تواند محدوده‌ی پشتیبانی و مقاومت را تعیین کرد.
  • در بازارهای مختلف قابل اجراست.
  • درک مفهوم الگوهای مستطیل برای معامله‌گران تازه‌کار، ساده است: به رسمیت شناختن یک الگوی ادغام و در روندی که از قبل وجود دارد و سپس، معامله کردن در برک‌اوت.
  • در انجام معامله، محدوده‎ی ورود، توقف و خروج به سادگی قابل تشخیص و پیاده‌سازی است.
  • به عنوان یک استراتژی برک‌اوت یا محدود به محدوده‌ی قیمت قابل استفاده است.

در نهایت، برک‌اوت مستلزم حرکت قیمت در محدوده‌ی سطح پشتیبانی یا مقاومت تعیین‌شده است. الگوی مستطیل، این کانال‌ها را تشکیل می‌دهد که یعنی، به طور مستقیم با فرصت‌های معاملاتی برک‌اوت در ارتباط است.

اشاراتی مهم برای معامله کردن در برک‌اوت‌ با الگوی مستطیل نمودار

معامله کردن در برک‌اوت بازار فارکس با الگوهای مستطیل کاری نسبتاً ساده است. فهرست زیر به صورت خلاصه به شما یاد می‌دهد که هنگام ورود به یک معامله باید چه کار کنید:

  • روند از پیش موجود را شناسایی کنید.
  • قبل از انجام تحلیل الگوی مستطیل، مطمئن شوید که الگوهای بلندمدت یا کلان دیگری وجود ندارد.
  • با وصل کردن نقاط بالا و پایین سطح مستطیل، سطوح پشتیبانی و مقاومت را مشخص کنید.
  • در مسیر روند اصلی و شمعی نزدیک به زیر/بالای پشتیبانی/مقاومت (بسته به جهت روند)، منتظر برک‌اوت مسیر اصلی باشید و وارد معامله شوید.
  • با اندازه‌گیری ارتفاع مستطیل و پیش‌بینی آن در بالای مقاومت و پایین پشتیبانی، می‌توانید قیمت هدف برک‌اوت را تعیین کنید.

نمودار زیر، یک مثال عملی از جفت ارز فارکس ایودی دلار را با استفاده از این الگوی ساده اما مؤثر، نمایش می‌دهد.

این شکل یک الگوی مستطیل را در بازار کم‌رونق Bearish Market که در روند نزولی ماقبل که با خط روند آبی که بالاترین بالا و پایین‌ترین پایین را مشخص می‌کند، نشان می‌دهد. مستطیل با شروع حرکت افقی بازار شکل می‌گیرد. این حرکت افقی، به صورت جانبی انجام می‌شود و یک محدوده‌ی قیمتی که با پشتیبانی و مقاومت محدود شده و در شکل با مستطیل قرمز نمایش داده شده است، شکل می‌دهد.

وقتی مستطیل شناسایی شد، ورود توسط شمعی که نزدیک برک‌اوت است، مشخص می‌شود. این می‌تواند برخلاف معامله از طریق یک مستطیل صعودی باشد که معامله‌گر سعی می‌کند معاملات نزدیک و بالای مقاومت را پیدا کند.

بنده تریدر وپژوهشگر درزمینه تجارت الکترونیک مخصوصا فارکس هستم ودارای سبک خصوصی مورتین
برای اموزش دوستان گرامی از هیچ تلاشی دریغ نخواهم کرد طبق تجربه ودیدگاه من به سادگی میتوان بامقداری تلاش وپشتکار در بازار جهانی سودمند وموفق بود سود معقول ومداوم حق هر علاقه مندی به تجارت در بورس وباینری وفارکس وکریپتو کارنسی ها میباشد پس بیایید مصمم ومصرا برای رسیدن به حقوق خودتلاش کنید تا انشالله از اقتصادی پویا وکافی در خانواده خود بهره مند شوید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.