قوانین تجارت استراتژی


  • بتوانند چند تعریف متفاوت از استراتژی ارائه کنند.
  • با توجه به تعریف‌های مختلف استراتژی، برخی از ویژگی‌های نگرش استراتژیک را فهرست کنند.
  • بتوانند بگویند چه اقدام‌هایی استراتژیک محسوب نمی‌شوند.
  • بتوانند به صورت بسیار ابتدایی، میزان نگرش استراتژیک یک مدیر را ارزیابیکنند.

مدیریت استراتژیک در تجارت الکترونیک

مدیریت استراتژیک برنامه ریزی و اجرای اهداف اصلی است که توسط مدیران بلند مرتبه تعیین میشوند. این اهداف با در نظرگرفتن منابع و ارزیابی محیط داخلی و خارجی است که سازمان ها و شرکت ها به رقابت می پردازند. می توان میدریت استراتژیک را بدین گونه تعریف کرد:

هنر و علم تدوین، ارجاع و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر میسازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد.

همان گونه که از این تعریف استنباط میشود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود:

  • هماهنگ کردن مدیریت
  • بازاریابی
  • امور مالی
  • تولید (عملیات)
  • تحقیق و توسعه
  • سیستم های اطلاعات رایانه ای

مدیریت استراتژیک را مترادف با سیاست های بازرگانی می دانند که در برگیرنده همه مطالب درس ها و احدهای است که دانشجویان در دوره مدیریت بازرگانی میگذرانند و به عنوان آخرین درس مهم این رشته تلفی می شود.

فرآیند طراحی مدیریت استراتژیک

به طور کلی مدیریت استراتژیک دارای فرآیند سه مرحله ای است که عبارتند از:

تدوین استراتژی: در تدوین استراتژی بایستی ابتدا اهداف، ماموریت ها و رسالت جاری سازمان را با توجه به نقاط قوت و ضعف درونی موردبررسی قرار داد و با یک شناخت دقیق قوانین تجارت استراتژی وضعیت موجود سازمان را تبیین کرد.

اجرای استراتژی: در این مرحله، منابع انسانی و تجهیزات مورد نیاز را تخصیص میدهد و طبیعی است که زمانی استراتژی قابل اجرا است کهمابع لازم برای اجرای آن وجود داشته باشد بنابراین استراتژی بر اساس منابع وتوانمندی موجود جنبه اجرایی پیدا میکند.

ارزیابی استراتژِی: در مدیریت استراتژیک، ارزیابی استراتژی ها آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند که بدانند استراتژی های خاص و مورد نظر آنان در چه زمانی کارساز واقع نمی شود؛ اصولا قوانین تجارت استراتژی ارزیابی استراتژی ها بدین معنی است که باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری کرد.

برای ارزیابی استراتژی سه فعالیت عمده به شرح زیر انجام می شوند:

  • بررسی عوامل داخلی و خارجی که پایه و اساس استراتژی های کنونی قرار قوانین تجارت استراتژی گرفته اند.
  • محاسبه و سنجش عملکردها
  • اقدامات اصلاحی

بدان سبب باید استراتژی ها را مورد ارزیابی قرارداد که موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید و موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود؛ سازمانی که به قوانین تجارت استراتژی وضع کنونی خود بسنده نمی کند یا دچار نخوت و تکبر شود، محکوم به فناخواهد بود.

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک

برنامه ریزی جامع یا استراتژیک فرایندی است که ضمن آن اهداف و خطوط کلی فعالیت ها و ماموریت های سازمان در دراز مدت تعیین میشود. تشخیص اولویت ها و تعیین اقدامات اصلی و کلیدی که برای نیل به اهداف سازمان ضروری است در برنامه ریزی جامع (استراتژیک) انجام می گیرید.

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک دارای 9 مرحله بشرح ذیل است:

  • تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان
  • شناخت اهداف و استراتژِی های موجود در سازمان
  • تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان
  • تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان
  • شناخت وضع موجود
  • تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژی ها
  • تصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب
  • اجرای استراتژی جدید
  • کنترل و سنجش استراتژی جدید در عمل

تفاوت برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک

عموما این دو مفهوم در مباحث مدیریتی به صورت مترادف بکار می روند؛ در حالی که مدیریت استراتژیک یک قدم جلوتر است و مباحثی رامورد توجه قرار میدهد که قوانین تجارت استراتژی در برنامه ریزی استراتژیک لحاظ نشده است. به عبارت دیگربرنامه ریزی استراتژیک روش نظام مندی است که فرآیند مدیریت استراتژیک را پشتیبانی و تایید میکند.

مزایای برنامه ریزی استراتژیک

  • قبل از وقوع مشکلات احتمالی، از آنها خبر میدهد.
  • انواع تغییرات را تعیین و شرایط لازم جهت عکس العمل مناسب در برابر آنها را فراهم میکند.
  • دیدی هدفمند از مسائل مدیریت ارائه می دهد.
  • رویکردی هماهنگ و یکپارچه در سازمان جهت برخوردبا مسائل و فرصت ها ایجاد میکند.

مقاله ای که از پیش روی شما گذشت بخشی از کتاب مدیریت استراتژیک نوشته محمدرضا پور صاحبی و ابراهیم فرجی بود. این کتاب مرجع مناسبی است برای مدیران، کارشناسان و علاقمندان به مباحث مدیریتی. همچنین دانشجویان رشته های فناوری اطلاعات، فنی مهندسی، مدیریت و سایر رشته های مرتبط در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد نیز می توانند از این کتاب به عنوان منبع درسی خود استفاده کنند.

منبع:: کتاب مدیریت استراتژیک (فناوری اطلاعات - تجارت الکترونیک)
نویسندگان:: محمدرضا پور صاحبی | ابراهیم فرجی قوانین تجارت استراتژی

کتاب 20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام

ناشر: آدینه
تاریخ نشر: بهمن 1399
تعداد صفحه: 44
شابک: 978-600-8610-31-1
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شومیز
وزن: 67 گرم
موجودی: 20 جلد در انبار موجود است.

عادت های معامله گری: 39 قانون قدرتمند جهانی در بازار سهام

استراتژی های معاملاتی با بیشترین احتمال موفقیت

سرمایه گذاری مانند وارن بافت: راهبردهایی قدرتمند برای کسب ثروت

معاملات روزانه آسان: راهبرد تک تیرانداز روزانه

تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه

جان مورفی، کامیار فراهانی فرد (مترجم)، رضا قاسمیان لنگرودی (مترجم)، ساناز قهقرایی زمانی (ویراستار) جان مورفی

تحلیل نموداری آسان

معامله به روش سامورائی ها (ترکیب طلائی ایچیموکو و الگوهای شمعی)

اصول و مبانی پرایس اکشن - جلد اول

مهارت های معامله گری پرایس اکشن - جلد دوم

راهبردهای معاملاتی در بازارهای خرسی

شکارچی روند: سیستمی معاملاتی برای شکار نوسانات بازار

سرمایه گذار هوشمند (از مجموعه کتاب های خلاصه)

تفکر، سریع و کند (از مجموعه کتاب های خلاصه)

رازهایی از معامله گری غیرهیجانی: چگونه در معامله گری همواره بهترین عملکرد را داشته باشیم؟

در بخشی از کتاب 20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام می خوانیم

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که بسیاری از معامله گران تازه کار با آن روبه رو هستند، نداشتن برنامه ی خاص برای انجام معامله ای است که در آن فعالیت می کنند. هر روز هر آن چه می بینند را معامله می کنند. به این خاطر که احساس می کنند باید معامله ای انجام دهند. من این حالت را معامله و سرمایه گذاری بیش از اندازه می نامم. سرمایه گذاری و معامله ی بیش از اندازه حساب شما را از بین خواهد برد! زمانی که سرمایه گذاری و معامله ی بیش از اندازه را با خریداران مواد مخدر یعنی کسانی که به دنبال مواد مخدر برای سرپا نگه داشتن خود هستند، مقایسه می کنید، تفاوت زیادی بین آن ها نمی بینید.

در بخشی از کتاب 20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام می خوانیم
#رادیوکتاب

20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام، نام کتابی است که من در آن قوانین اصلی خود برای سرمایه گذاری و معاملات اوراق بهادار را به اشتراک می گذارم تا شما از این قوانین به عنوان یک راهنما برای بهبود استراتژی ها و سیستم معاملاتی خود استفاده نمایید. این قوانین، مفاهیم، ایده ها و روش هایی هستند که من در طی بیش از ده سال معامله در بازار بورس آموخته ام. مسیر تبدیل شدن به یک معامله گر سودآور دشوار است و بیشترین سهم این دشواری مربوط به موانع درون ذهن افراد می باشد. موانعی که سرعت شما را در راه رسیدن به مقصد کم کرده و باعث توقف شما در راه اهداف تان می شوند. قوانینی برای رد شدن از این موانع وجود دارند. این قوانین به شما اجازه می دهند تا بتوانید از روش های مختلف از این موانع عبور کنید و به آن سوی دیوار بنگرید. به من اجازه بدهید تا راهنمای شما در گام برداشتن به هدف پرسود خود در بازار بورس باشم.

از این کتاب با هدف کمک به خود جهت قرار گرفتن در مسیر صحیح و هم چنین بهبود تجارت خود استفاده کنید و این در نهایت امکان بهبود زندگی تان را به شما می دهد. چرا که شما خود موفقیت را برای خودتان ایجاد می کنید.

اگر قصد انجام یک سرمایه گذاری موفق را دارید، بهتر است بدانید سرمایه گذاری صحیح، اصول و قوانینی دارد که در عین سادگی منجر به موفقیت مالی می شود. هدفم از نوشتن این کتاب، ارائه نسخه ای ساده از قوانین رایجی است که لازم است قبل از سرمایه گذاری یا معامله سهام به آن بیندیشید. این قوانین حاوی مفاهیم، ایده ها و روش هایی است که در طول 10 سال معامله در بازار سرمایه آموخته ام. این قوانین موجب می شود که سرعت گیرها را با موفقیت پشت سر بگذارید. سرعت گیرهایی که مانع رسیدن شما به موفقیت است. این قوانین به شما این امکان را خواهد داد که در بازار معامله گری به سمت اهداف بلند خود پیش بروید. ممکن است با همه این قوانین هم عقیده نباشید. می دانم که احتمالا دارای سبک های متفاوت در زمینه تجارت، سیستم، راهبرد، ریسک و موارد دیگری هستید که برای شما منحصر به فرد است. ولی با این حال، می خواهم توجه شما را به برخی از این مفاهیم جلب کنم. طوری که لااقل در هنگام تجارت، قواعد ذهنی من را نیز درک کرده باشید.

کتاب 20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام مناسب چه کسانی است

کتاب مناسب افرادی است که به دنبال سرمایه گذاری کم خطر در هر زمینه ای هستند.

ساشا اوداکوف یک کارآفرین است. هدف وی آموزش دیگران در زمینه های رشد کسب و کار آنلاین، سرمایه گذاری و تجارت سهام است. وی در مدت کوتاه فعالیت خود چندین کتاب، فیلم های آموزشی و پادکست را وارد بازار کرده است.

در بخشی از کتاب 20 قانون برای سرمایه گذاری موفق: نگرش ذهنی به تجارت و سرمایه گذاری در بازار سهام می خوانیم

# امور را ساده بگیرید! نیازی نیست که یک سرمایه گذار خبره و حرفه ای باشید.

# همیشه سود را با قدرت به دست آورید.

# نگران مالیات ها و سودها نباشد- بر ریسک تمرکز کنید!

# پیروی کورکورانه از دیگران را متوقف کنید- سیستم و راه کار مربوط به خود را داشته قوانین تجارت استراتژی باشید.

استراتژی صادرات چیست؟

استراتژی صادرات چیست؟

استراتژی صادرات چیست؟ چرا می بایست بر انجام امور صادراتی خود استراتژی داشته باشیم؟ در این مقاله آموزشی صادرات به موارد مهمی که در استراتژی صادرات مهم هستند می پردازیم.

چک لیست استراتژی صادرات
یک استراتژی صادرات مناسب به تعامل شما با تجار ، مشاورین مالی و سازمان های دولتی کمک خواهد کرد.
این امر به شما اطمینان می دهد تا قابلیت های خود را تقویت نموده و از منابع پیشین استفاده کنید.
از هم راستا بودن فعالیت های بازاریابی بین المللی و داخلی خود اطمینان حاصل کنید.
قدرت رقابتی خود را تشخیص داده و ضعف های خود را تقویت کنید.
استراتژی صادرات خود را با اهداف معین ایجاد کنید.
سناریوهایی ایجاد کنید تا نحوه واکنش شرکت تان به تغییرات را ارزیابی نمایید.
استراتژی باید مختصر و در عین حال به روز باشد.
از سایرین بخواهید تا استراتژی شما را ارزیابی کنند.

چرا باید استراتژی تجارت داشته باشیم ؟
ایجاد یک استراتژی صادرات به شما کمک می کند تا اهداف صادرات را تعریف کرده و منابع خود را با آن منابع هماهنگ کنید و از قانون تجارت در جای درست بهره ببرید . استراتژی صادرات به شما کمک می کند تا بخش های مختلفی که کسب و کار شما می­تواند مورد هدف قرار دهد را قوانین تجارت استراتژی قوانین تجارت استراتژی مدیریت کنید. تمرکز بر منابع موجود به شما کمک می کند تا واکنش های مناسبی به مشتریان جدید داشته باشید.

استراتژی صادرات به تعامل بهتر با ارائه دهندگان خدمات نیز کمک می کند. این استراتژی شما را به عنوان شرکتی با اهداف و برنامه های واقع گرایانه برای دستیابی به آنها از سایرین متمایز می کند.
قرار دادن بخش صادرات در طرح تجاری (Business Plan)
استراتژی صادرات باید با طرح کلی کسب و کار صادرات ( Business Plan ) شرکت شما سازگار باشد. اقدامات صادرات را با اقدامات روزمره هماهنگ کنید تا تداخلی بین فعالیت های داخلی و بین المللی رخ ندهد.

زمینه هایی که مزیت رقابتی قوی تری دارید را انتخاب کنید. این زمینه ها شامل فناوری ، کارمندان یا سیستم های کسب و کار شما می شوند. نحوه استفاده بهینه از آنها برای دستیابی به اهداف را جویا شوید. همچنین تمام ضعف های خود را شناسایی کنید.

عناصر کلیدی استراتژی صادرات کدامند؟
اهداف کلیدی صادرات را مورد تمرکز قرار دهید. از جمله اهداف رایج می توان به موارد زیر اشاره کرد :

دفاع از موقعیت خود در بازار در مقابل صادرکنندگان موجود
کاهش تغییرات تقاضای فصلی
کاهش هزینه های ثابت
بهره مندی از بیشترین ظرفیت تولید
ارزیابی فناوری های جدید
افزایش قابلیت های مدیریتی
تحکیم شهرت بین المللی

ابزارهای صادرات فوق العاده ای در اینترنت وجود دارند که شما می توانید از آنها استفاده کنید. با جستجو در اینترنت می توانید نمونه های بسیاری را پیدا کنید.
از سناریوهای ساده استفاده کنید

وضعیت کسب و کار خود را در بازار ایران ارزیابی کنید. موانع و محدودیت های رشد صادرات شما کدامند؟
آیا می دانید که ایران فقط یک درصد مصرف کنندگان جهان را تشکیل می دهد؟

سه سناریوی ساده را استفاده کرده که به بیشترین رشد برسید.
انواع مختلف بازاریابی را فرا گرفته قوانین تجارت استراتژی و اطمینان حاصل کنید که شرکت شما توانایی کافی برای تعهد منابع و رفع نیازهای بازار را دارد.
استراتژی صادرات پیچیده نیست

بهترین استراتژی صادرات ساده و مختصر است. این روند شامل تدوین استراتژی و ارزیابی فرآیند صادرات و همچنین بررسی دستیابی به اهداف می باشد.
اطمینان حاصل کنید که اهداف شما مشخص بوده و تمام افراد دخیل در آنها در استراتژی سهیم هستند.

کامل‌ترین تعریف استراتژی چیست؟

  • بتوانند چند تعریف متفاوت از استراتژی ارائه کنند.
  • با توجه به تعریف‌های مختلف استراتژی، برخی از ویژگی‌های نگرش استراتژیک را فهرست کنند.
  • بتوانند بگویند چه اقدام‌هایی استراتژیک محسوب نمی‌شوند.
  • بتوانند به صورت بسیار ابتدایی، میزان نگرش استراتژیک یک مدیر را ارزیابیکنند.

برنامه ریزی استراتژیک و تعریف مدیریت استراتژیک

استراتژی و مدیریت استراتژیک از نخستین واژه‌هایی هستند که هر تازه واردی به دنیای مدیریت، آنها را به هزار شکل و روایت می‌شنود.

اگر دانشجوی مدیریت و رشته‌های وابسته باشید، به زودی متوجه می‌شوید که واژه‌ی استراتژی (یا صفت استراتژیک) به سادگی، به اول و آخر بسیاری از کلمات مدیریتی اضافه می‌شود.

برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت استراتژیک، استراتژی بازاریابی، انتخاب استراتژیک، منافع استراتژیک و منابع استراتژیک تنها نمونه‌هایی از این واژه‌ها هستند.

اگر هم مدیر یک سازمان باشید، دائماً وادار می‌شوید درباره‌ی استراتژی سازمان حرف بزنید. همچنین بارها و بارها مجبور (یا علاقمند) خواهید بود از تصمیم‌های خود به عنوان تصمیم‌های استراژیک دفاع کنید.

با این حال، به کار بردنِ فراوانِ واژه‌ی استراتژی، به این معنا نیست که فعالیت‌ها و اقدام‌ها و تصمیم‌های ما هم استراتژیک هستند.

با توجه به تعریف استراتژی تفاوت مدیر عملیاتی و مدیر استراتژیک چیست؟

برای اینکه درک عمیق‌تری از مفهوم استراتژی داشته باشیم، برخی از رایج‌ترین تعریف های استراتژی را با هم مرور می‌کنیم.

هیچ یک از این تعریف‌ها به تنهایی کامل نیستند. اما اگر آنها را در کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً خوبی از استراتژی در ذهن‌مان شکل خواهد گرفت.

جک ولش و استراتژی

شاید انتظار داشته باشید که تعریف‌ها را از تعریف‌های افراد آکادمیک مانند پورتر و مینتزبرگ آغاز کنیم.

اما واقعیت این است که افراد آکادمیک، بر اساس مطالعه‌ی رفتار و تصمیم‌های مدیران و طبقه‌بندی تجربیات آنها، نظریه‌های خود را استخراج می‌کنند.

پس شاید بد نباشد که لابه‌لای تعریف‌های رسمی، تعریف برخی مدیران کلاسیک را هم بخوانیم و بدانیم.

جک ولش مدیر افسانه‌ای جنرال الکتریک که کتاب آیین پیروزی او را در متمم معرفی کرده ایم و در جایی دیگر هم با توصیه‌های او برای شغل اولی‌ها، آشنا شده‌ایم درباره استراتژی چنین می‌گوید:

jack-welch

تعریف مایکل پورتر از استراتژی

مایکل پورتر در طول سالهای مختلف، تعاریف متعددی از استراتژی ارائه کرده و دیدگاه‌های خود را در مورد استراتژی تعدیل یا تکمیل کرده است.

مطرح‌ترین مقاله مایکل پورتر در مورد استراتژی، مقاله‌‌ای است که استراتژی چیست (What is strategy) نام دارد. البته او بعداً بارها و بارها، به این بحث بازگشت و تعاریف تکمیلی هم ارائه کرد.

یکی از کلیدی‌ترین جمله‌های پورتر در تعریف استراتژی چنین است:

تعریف استراتژی از دیدگاه مایکل پورتر

چون ما بعداً به صورت دقیق و با جزئیات زیاد به سراغ مایکل پورتر خواهیم رفت، فعلاً نمی‌خواهیم با دقت و وسواس زیاد وارد تحلیل تعریف او شویم.

اما فعلاً به این نکته توجه داشته باشید که حرف و در تعریف فوق بسیار کلیدی است.

مایکل پورتر، ارزان‌تر تولید کردن را بیشتر از جنس کسب موقعیت رقابتی می‌داند و برای اینکه استراتژی شکل بگیرد، تاکید بسیار زیادی بر تمایز دارد.

به همین علت، با وجودی که ارزان بودن (Cost Leadership) را به عنوان یک استراتژی جنریک اعلام می‌کند، می‌بینیم که از اتوماسیون ژاپنی و شیوه‌ی تولید ارزان‌قیمت در جنوب شرق آسیا، چندان استقبال نمی‌کند و توضیح می‌دهد که اتوماسیون و فن‌آوری دیر یا زود در اختیار دیگران نیز قرار می‌گیرد و نمی‌تواند یک مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد کند (تقریباً بخش عمده‌ای از حرف‌های گری همل در مورد استراتژی را هم می‌توانید در همین جملات خلاصه کنید. چون او هم حاضر نیست تکنولوژی را به عنوان یک مزیت پایدار بپذیرد).

به عبارتی، حتی ارزان بودن هم از نگاه پورتر وقتی ارزشمند است که تقلیدپذیری آن دشوار باشد و به عبارتی بتوان آن را یک تمایز جدی در نظر گرفت.

بعدها خواهیم دید که پورتر دو مفهوم کلیدی در مدل ذهنی خود دارد: یکی رقابت و دیگری مزیت. سایر بحث‌های او مانند مزیت رقابتی، موقعیت رقابتی، نیروهای رقابتی، زنجیره ارزش و تمایز، به نوعی به پیاده‌سازی و تشریح این دو مفهوم کمک می‌کنند.

شَرون اوستِر و استراتژی

خانم شرون اوستر (Sharon Oster) که سالهاست در دانشگاه ییل استراتژی تدریس می‌کند و چند سالی هم ریاست دانشکده مدیریت این دانشگاه را بر عهده داشته است، استراتژی را چیزی از جنس تصمیم گیری و انتخاب می‌داند:

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

شاید برایتان جالب باشد که بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به قوانین تجارت استراتژی استراتژی و تفکر استراتژیک علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت گذاشته‌اند:

دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

تعریف استراتژی از نگاه هنری مینتزبرگ

می‌توانید بلافاصله درسِ استراتژی به زبان ساده را بخوانید. در آن درس، مهم‌ترین نکات مقاله‌ «استراتژی چیست» (نوشته‌ی پورتر) شرح داده شده است.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

۷ استراتژی مدیریت تغییر سازمانی

7 استراتژی مدیریت تغییر سازمانی

جهان دائماً در حال تغییر است و نمی‌توان جلوی آن را گرفت. تغییرات سازمانی امری اجتناب‌ناپذیر است و رهبران کسب‌وکار باید با به‌کارگیری استراتژی مدیریت تغییر در سازمان خود را برای این تغییرات آماده کنند.

آن‌ها باید استفاده از استراتژی‌های مدیریت تغییر خود را شروع کرده و اطمینان حاصل کنند که کارکنان خود بر چالش‌های احساسی و حرفه‌ای ناشی از آن غلبه می‌کنند.

باگذشت زمان، میزان تغییرات سازمانی به‌طور تصاعدی افزایش ‌یافته است. برخی از شرکت‌ها با شکست مواجه شده‌اند اما بسیاری نیز موفق بوده‌اند. سازمان‌های شکست‌خورده کارکنانی داشتند که از تغییر در وضع موجود و فناوری و تأثیر آن بر شغل خود هراس داشتند.

امروزه مدیران چاره‌ای جز پذیرش تغییر و استفاده از آن برای تقویت مشاغل خود ندارند.

در این مقاله، ۷ استراتژی مدیریت تغییر سازمانی موردبحث قرار می‌گیرد که سازمان شما می‌تواند برای غلبه بر موانع از آن‌ها پیروی کند.

استراتژی مدیریت تغییر در سازمان چیست؟

استراتژی مدیریت تغییر در سازمان، فرآیند ترسیم، برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی گام‌هایی برای موفقیت در ایجاد تغییرات سازمانی است.

به‌عبارتی، استراتژی فرآیند کاهش خطرات و حداکثر استفاده از تلاش‌های مدیریت تغییر برای دستیابی به نتایج مطلوب است.

به‌عنوان یک رهبر، وظیفه شماست که مسیر ابتکارات مدیریت تغییر را تعیین کنید. عوامل مختلفی در موفقیت تغییرات سازمانی نقش دارند، اما اگر خودتان را آماده کرده و نقشه راه مناسبی داشته باشید، این سفر نسبتاً آسان می‌شود.

چرا به استراتژی مدیریت تغییر سازمان نیاز دارید؟

یک کسب‌وکار ممکن است هر نوع تغییری را متحمل شود و همه آن‌ها شبیه به هم نیستند. تغییر می‌تواند به دلیل پیاده‌سازی برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) جدید، تغییر در رهبری، معرفی فرآیندها و برنامه‌های تجاری جدید و غیره رخ دهد.

تمام این تغییرات متفاوت از هم هستند و هر یک به استراتژی جداگانه‌ای نیاز دارند تا تلاش‌های تغییر را در مسیر درست سوق دهد.

صرف‌نظر از نوع تغییر، موارد اندکی وجود دارد که شما به‌هرحال باید برای موفقیت تلاش‌های تغییر سازمانی خود برنامه‌ریزی کنید.

در ادامه ۷ استراتژی برای مدیریت موفقیت‌آمیز تغییرات در یک سازمان ارائه‌شده است.

  1. اهداف و چشم‌انداز سازمان را تعریف کنید

هرگونه ابتکار عمل در تغییر با موانع متعددی در طول مرحله اجرای خود مواجه می‌شود. برای غلبه بر این موانع و اجتناب از شکست، سازمان‌ها باید بر ایجاد اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت تمرکز کنند که می‌تواند تغییر را در مسیر صحیح هدایت کند.

تردیدی نیست که این اهداف مشتمل بر بهبود زیرساخت‌های شرکت، فرآیندهای کسب‌وکار، تسهیلات، محصولات و خدمات ایجادشده است. بااین‌حال، داشتن یک هدف مشخص در هر مرحله بسیار مهم است تا از هرگونه آشفتگی و هرج‌ومرج جلوگیری شود.

مزایا و اهداف هر بخش متفاوت است. ازاین‌رو، تعیین اهداف برای هر بخش و همسویی آن‌ها با چشم‌انداز سازمان حائز اهمیت بسیاری است.

  1. از مدیریت سطوح بالا در سازمان شروع کنید

ابتکارات مدیریت تغییر مستقیماً زیر چتر مدیریت سطوح بالای سازمان قرار دارد. آن‌ها امور مالی، فناوری، فرآیندها و مسیر شرکت را پس از تلاش برای تغییر تعیین می‌کنند.

تیم مدیران ارشد (C-suite) سبب‌ساز تغییرات هستند و مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIOs) باید تیمی با ترکیب مناسب تشکیل دهند.

بخش مدیریت سطوح بالای سازمان نه‌تنها باید استراتژیست‌ها و کارشناسان فنی داشته باشد، بلکه باید دارای رهبرانی باشد که بتوانند تغییرات را به‌طور مؤثر با همه کارکنان موجود مرتبط سازند.

وقتی صحبت از چشم‌انداز و استراتژی می‌شود، تغییر یک رویکرد از بالا به پایین است اما ازنقطه‌نظر اجرا، یک رویکرد از پایین به بالا است؛ بنابراین، تغییر سازمانی تنها در صورتی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که همه ذینفعان موافق باشند و این امر تنها از طریق ارتباط مؤثر امکان‌پذیر است.

  1. درخواست بازخورد و تجزیه‌وتحلیل کنید

در حال حاضر ما می‌دانیم که وجود یک چشم‌انداز مناسب و مشارکت همه ذینفعان ضروری است. اگرچه، گاهی اوقات تصمیمات مهم سازمان بدون مشورت با کارکنان خط مقدمی اتخاذ می‌شود که در حال تلاش برای ایجاد تغییرات هستند.

تصمیماتی مانند خرید برنامه‌های جدید، اجرای فرآیندهای جدید یا سرمایه‌گذاری در ابزارهای آموزشی نوین بدون در نظر گرفتن پیشنهادات کارکنان گرفته می‌شود، اما انتظار می‌رود که به نفع آن‌ها باشد و آن‌ها را مولدتر کند.

سازمان‌ها باید فرآ‌یندی را در پیش گیرند تا بتوانند به‌طور منظم از کارکنان بازخورد دریافت کنند. آن‌ها همچنین می‌توانند از ابزارهایی مانند پلتفرم‌های پذیرش دیجیتال استفاده کنند که می‌تواند به آن‌ها در درک نحوه تعامل کارکنان با فرآیندهای کسب‌وکار فعلی، برنامه‌ها و محتوای آموزشی کمک کند.

پس‌ازآن، سازمان‌ها می‌توانند بازخورد را با بینش‌های ایجادشده در مورد پلتفرم پذیرش دیجیتال ترکیب کرده و تصمیمات معناداری بگیرند که نه‌تنها رضایت کارکنان را جلب می‌کند، بلکه نتایج مطلوبی را نیز به دنبال دارد.

هر فرآیند مدیریت تغییر باید دارای نقشه راه مناسب باشد و بدون آن، هر استراتژی ممکن است با شکست مواجه گردد. تصمیم‌گیری در مورد مراحل تغییر و سپس تعیین صاحبان آن تغییرات ضروری است.

برای هر یک از این مراحل یک جدول زمانی تعیین کنید. مهلت ایده‌پردازی، ارائه نمونه اولیه، اجرا و پیاده‌سازی را تعیین کنید. شاید تمام این عوامل در مورد همه مراحل صادق نباشد اما این پروتکل درهرصورت صدق می‌کند.

همچنین، زمان ممیزی و بازرسی را به‌گونه‌ای تعریف کنید که اگر خطوط مورد انتظار پیش نرفت، پیگیری تلاش‌ها و تغییر محورها آسان باشد.

برای بهبود تلاش‌ها برنامه‌ریزی زمانی داشته باشید. این کار باید بدون توجه به مرحله ابتکار تغییر شما به‌طور مرتب صورت گیرد.

بدون داشتن نقشه راه مناسب، مدیریت مؤثر تغییرات دشوار خواهد بود.

وجود یک استراتژی مدیریت ریسک ضروری است زیرا به شما کمک می‌کند راه‌حل‌هایی را برای هرگونه مانعی بیابید که سازمان شما در طول چرخه تغییر خود با آن مواجه می‌شود.

داشتن ابزار مناسب برای پیش‌بینی موانع یا تشخیص روندهای منفی ضروری است. این کار شما را در موقعیت کنترل قرار می‌دهد و به شما اجازه می‌دهد قبل از اینکه همه‌چیز خراب شود، یک برنامه احتمالی تهیه کنید.

این خطرات ممکن است به دلایلی مانند مشارکت کم کارکنان، ریزش بودجه، مقاومت کارکنان، شکست برنامه‌ها و پذیرش دیجیتالی ضعیف پدیدار شوند.

ارتباط پدیده‌ای قابل تکرار و فرآیندی مستمر است و یک سازمان باید دائماً آن را ایجاد کند. راه‌های متعددی برای برقراری ارتباط یک سازمان با کارکنان خود وجود دارد. تا آنجا که به تغییر مربوط می‌شود، ارتباط مؤثر ترکیبی از افراد، فرآیندها و فناوری است.

بنابراین، بیشتر زمان صرف فناوری یا برنامه‌های کاربردی می‌شود و کارکنان باید از هرگونه به‌روزرسانی یا تغییر جدید در برنامه مطلع باشند؛ در غیر این صورت، احتمال خطا افزایش می‌یابد.

معمولاً، کانال ارتباطی تماس‌های حضوری یا ایمیل‌ها است اما در سازمان‌های بزرگ، این کانال‌ها ممکن است مسیرهای موردنظر را ارائه ندهند.

پلتفرم‌های پذیرش دیجیتال دارای اعلان‌های درون برنامه‌ای هستند که کارکنان را از هرگونه تغییر در فرآیندها، برنامه‌ها یا استراتژی‌هایی که درگیر آن هستند مطلع می‌سازند.

مزیت اصلی اعلان‌های درون برنامه‌ای این است که می‌توانید یک دوره اطلاع‌رسانی سفارشی تنظیم کنید و اعلان از بین نمی‌رود مگر اینکه کارکنان آن را تأیید کنند.

همچنین برای ردیابی کارکنانی که با اعلان تعامل داشته و اقدام موردنظر را انجام داده‌اند، به قابلیت‌های باورنکردنی دست پیدا می‌کنید. کانال‌های ارتباطی مانند این‌ها مؤثر هستند و مانع از خروج تلاش‌های شما برای تغییر از مسیر می‌گردد.

همگام با ایجاد تغییر، نیاز به افزایش مهارت‌ها و افزایش توانایی‌های نیروی کار به وجود می‌آید زیرا همه‌چیز برای همیشه یکسان نخواهد بود.

در مشورت با سایر ذینفعان، مدیران باید سطح شایستگی کارکنان را ارزیابی کرده و برنامه و ابزارهای آموزشی مدیریت تغییر مناسب را انتخاب نمایند.

برنامه‌های آموزشی مناسب نه‌تنها بهره‌وری نیروی کار را افزایش می‌دهند بلکه شما را برای مواجهه با عدم قطعیت‌های آتی سازمان آماده می‌کنند.

در همین راستا، چند گزینه وجود دارد که مشاغل می‌توانند روی آن‌ها تمرکز کنند:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.